تبلیغات
جهان فان - مطالب ابر شعر طنز برای تولد
منوی اصلی
جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:48 ق.ظ نظرات ()

    شعر طنز مادر از ایرج میرزا

    گویند مرا چو زاد مادر به دهان گرفتن آموخت
     
    شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت
     
    دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
     
    یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت
     
    لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت
     
    پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست
     
     
     
    ایرج میرزای قرن ۲۱
     
    گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
     
    شب ها بر ِ تـلـویـزیـون تا صبــح بنشست و فـیـلـم دیدن آموخت
     
    برچهـــره، سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
     
    بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش تا رســم کمان کشـیدن آموخت
     
    هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
     
    دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار همـــــواره طلا خریدن آموخت
     
    با دایــــــی و عمّه های جعــــلی پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
     
    با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
     
    آســــــوده نشست و با اس ام اس جک های جدید، چتیدن آموخت
     
    چون سوخت غذای ما شب و روز از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
     
    پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
     
    بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار بیماری و قد خمیـــــدن آموخت
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:47 ق.ظ نظرات ()

    خونه مون عیدا پر مهمونه ( شعر طنز نوروز)

    شعر طنز و خنده دار درباره مهمانی عید نوروز

    .

    عجب رسمیه رسم زمونه
    خونه مون عیدا پر مهمونه

    می رن مهمونا از اونا فقط
    آشغالِ میوه به جا می مونه !

    کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
    کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

    جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
    گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

    عطرش پیچیده تا آشپزخونه
    شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه

    می رن مهمونا از اونا فقط
    جعبه ی خالی به جا می مونه !

    بس خونه رو به هم می ریزن
    آدم مثل خر تو گِل می مونه

    یکی نیست بگه خداوکیلی
    جای پوست پسته توی قندونه ؟!

    قند نصفه ی عموجون هنوز
    خیس و لهیده ته فنجونه

    حالا خداییش قندش مهم نیست
    کنار اون قند نصف دندونه !

    می رن مهمونا از اونا فقط
    نصفه ی دندون به جا می مونه !

    پسته ی خندون ، بادوم شیرین
    فندق در باز ، مال مهمونه

    « پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
    که از این آجیل، به غیر از تخمه،

    واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه