جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
درباره سایت


جهان فان|مطالب جالب|مطالب خواندنی|عکس|عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی
مطالب جالب خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی

مدیر سایت: محمد محمدی
نویسندگان
شنبه 12 اردیبهشت 1394
توانگر زاده ای دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه ای مناظره در پیوسته که صندوق تربت پدرم(سنگ قبر)سنگین است و کتابه آن رنگین و فرش رخام اندخته و خشت زرین در او ساخته.به گور پدر تو چه ماند:خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر او پاشیده؟                                       درویش پسر این بشنید و گفت:تا پدرت زیر آن سنگ های گران بر خود بجنبیده باشد /پدر من به بهشت رسیده باشد        (گلستان سعدی باب هفتم)



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، پور پدر، داستان خنداه دار، داستان کوتاه، توانگر زاده،
لینک های مرتبط :
آقای دست و دلباز یه قصاب رو می بره خونه اش تا واسش گوسفند قربونی کنه. به قصابه می گه:
می خوام برام تیکه تیکه اش کنی، با گوشتش کباب درست کنم، سر و پا و روده و معده رو خوب تمیز کن می خوام کله پاچه درست کنم. پوستشم با خودت نبر، می خوام بدم کاپشن درست کنن برام. با پشکل هاشم می خوام کود درست کنم برای باغچه. آت و آشغالاش رو هم می خوام برای گربه مون. خیر بیبینى، مهمتر از همه استخوان هاست، خانمم می خواد سوپ درست کنه قُوت بگیرم!
قصاب چپ چپ نگاهش می کنه، می گه: نمی خوای صداشو ضبط کنی بذاری برای زنگ موبایلت؟!



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، داستان جالب، داستان خنداه دار، داستان قصاب، قربونی،
لینک های مرتبط :





آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
خرید بک لینک | خرید هندزفری