منوی اصلی
جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
  • محمد محمدی چهارشنبه 5 مهر 1396 09:20 ب.ظ نظرات ()

    احادیثی درباره رحمت و غضب خداوند در قیامت

    مجموعه : مذهبی
    احادیثی درباره رحمت و غضب خداوند در قیامت

    احادیثی درباره رحمت و غضب خداوند در قیامت 

    روز قیامت زمانی هست که دیگر عمر دنیای مادی ما به اتمام می رسد و وقت حسابرسی به اعمال تمام بشر که در جهان زندگی کرده اند فرا می رسد. 

     

    حدیث (1) پیامبر صلى الله علیه و آله :
    یُؤتى بِاَحَدٍ یَومَ القیامَةِ یوقَفُ بَینَ یَدَىِ اللّه‏ِ وَ یُدفَعُ إِلَیهِ كِتابُهُ فَلایَرى حَسَناتِهِ فَیَقولُ: اِلهى لَیسَ هذا كِتابى فَاِنّى لا اَرى فیها طاعَتى! فَیُقالُ لَهُ: اِنَّ رَبَّكَ لا یَضِلُّ وَ لایَنسى ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغتیابِ النّاسِ ثُمَّ یُؤتى بِآخَرَ وَ یُدفَعُ اِلَیهِ كِتابُهُ فَیَرى فیهِ طاعاتٍ كَثیرَةً فَیَقولُ: اِلهى ما هذا كِتابى فَاِنّى ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَیُقالُ: لاَنَّ فُلانا اغتابَكَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ اِلَیكَ؛

     

    روز قیامت فردى را مى‏ آورند و وی را در پیشگاه خداوند نگه مى‏ دارند و كارنامه‏اش را به او مى‏ دهند، اما حسنات خود را در آن نمى ‏بیند. عرض مى‏كند: الهى! این كارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمى‏ بینم! به او گفته مى ‏شود: پروردگار تو نه خطا مى‏كند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت كردن از مردم بر باد رفت.

     

    سپس مرد دیگرى را مى‏ آورند و كارنامه ‏اش را به او مى ‏دهند. در آن طاعت بسیارى را دیدن مى‏ كند. عرض مى‏ كند: الهى! این كارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را بجا نیاورده‏ام! گفته مى‏ شود: فلانى از تو غیبت كرد، حسنات او به تو داده شد.

     

    جامع الاخبار(شعیری) ص 147

     

    حدیث (2) امام باقر علیه ‏السلام:
    إِنَّمَا یُدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِی الْحِسَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی الدُّنْیَا

     

    خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در جهان به انها داده هست باریک بینی می‌ کند.

     

    محاسن ج1 ، ص195 – کافی(ط-الاسلامیه) ج1 ، ص195

     

    حدیث (3) پیامبر صلى الله علیه و آله :
    وَ مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقٍّ لِیُحیِىَ بِها حَقَّ امرِى‏ءٍ مُسلِمٍ اَتى یَومَ القیامَةِ وَ لِوَجهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ تَعرِفُهُ الخَلایِقُ بِاسمِهِ وَ نَسَبِهِ ؛

     

    كسى كه براى زنده كردن حق یك مسلمان، شهادت حقّ بدهد، روز قیامت در حالى آورده مى ‏شود كه پرتو نور چهره ‏اش، تا چشم كار مى ‏كند دیده مى‏ شود و خلایق وی را به نام و نسب مى ‏شناسند.

     

    كافى(ط-الاسلامیه) ج 7، ص 381

     

    حدیث (4) امام رضا علیه السلام:
    مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیامة؛

     

    هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

     

    کافی(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص200

     

    حدیث (5) پیامبر صلى الله علیه و آله :
    فانّ احدكم اذا مات فقد قامت قیامته یرى ما له من خیر و شر

     

    هرگاه یكى از شما بمیرد، قیامتش برپا مى شود و خوبى‏ ها و بدى‏ هاى خود را مى ‏بیند.

     

    ارشادالقلوب(ترجمه ی سلگی) ج1 ، ص64

     

    حدیث (6) امام حسین علیه السلام:
    لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛

     

    کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در جهان ترس از خدا در دل داشت.

     

    مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(ابن شهرآشوب) ج‏ 4، ص 69

     

    حدیث (7) پیامبر صلى الله علیه و آله :

    اَوَّلُ ما یوضَعُ فى میزانِ العَبدِ یَومَ القیامَةِ حُسنُ خُلقِهِ؛

     

    نخستین چیزى كه روز قیامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى ‏شود، اخلاق مفید اوست.

     

    قرب الإسناد(ط-الحدیثه) ص 46، ح 149


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی چهارشنبه 5 مهر 1396 09:19 ب.ظ نظرات ()

    متن کامل حدیث پرفضیلت کساء با ترجمه

    مجموعه : مذهبی
    متن کامل حدیث پرفضیلت کساء با ترجمه

    متن کامل حدیث پرفضیلت کساء با ترجمه 

    حدیث کساء یکی از پرفضیلت ترین دعاهایی هست که بندگان می توانند به درگاه خداوند زمزمه کنند و از ثواب بالای آن بهرمند گردند.

     

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
    به نام خداوند بخشنده مهربان

     

    عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ

    از فاطمه زهرا درود اللّه علیها دختر رسول خدا صلى اللّه علیه

     

    وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى
    و آله ، جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا كه فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در

     

    بَعْضِ الاَْیّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْكَ السَّلامُ قالَ
    بعضى از روزها و فرمود: درود بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد درود فرمود:

     

    اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُكَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ
    من در بدنم سستى و ضعفى درك مى كنم ، گفتم : پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف

     

    فَقَالَ یا فاطِمَةُ ایتینى بِالْكِساَّءِ الْیَمانى فَغَطّینى بِهِ فَاَتَیْتُهُ بِالْكِساَّءِ
    فرمود: اى فاطمه بیاور برایم كساء یمانى را و مرا بدان بپوشان من كساء یمانى را برایش آوردم

     

    الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلاَْلَؤُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُ
    و وی را بدان پوشاندم و هم چنان بدو مى نگریستم و در آن حال چهره اش مى درخشید همانند ماه

     

    فى لَیْلَةِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ فَما كانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ
    شب چهارده پس ساعتى نگذشت كه دیدم فرزندم حسن وارد شد و

     

    اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى
    گفت درود بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد درود اى نور دیده ام

     

    وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَیِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ
    و میوه دلم گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گویا بوى

     

    جَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ
    جدم رسول خدا هست گفتم : آرى همانا جد تو در زیر كساء هست پس حسن بطرف

     

    نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ
    كساء رفت و گفت : درود بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آیا به من اذن مى دهى

     

    اَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا
    كه وارد شوم با تو در زیر كساء؟ فرمود: بر تو باد درود اى فرزندم و اى

     

    صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَما كانَتْ
    صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر كساء رفت

     

    اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكِ یا اُمّاهُ
    ساعتى نگذشت كه فرزندم حسین وارد شد و گفت : درود بر تو اى مادر

     

    فَقُلْتُ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ
    گفتم : بر تو باد درود اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم فرمود:

     

    لى یا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَیِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّى رَسُولِ
    مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گویا بوى جدم رسول

     

    اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ
    خدا (ص)هست گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زیر كساء میباشند

     

    فَدَنَى الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ
    حسین نزدیك كساء رفته گفت : درود بر تو اى جد بزرگوار، درود

     

    عَلَیْكَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِساَّءِ
    بر تو اى كسى كه خدا وی را برگزید آیا به من اذن مى دهى كه داخل شوم با شما در زیر كساء

     

    فَقالَ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ
    فرمود: و بر تو باد درود اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با

     

    مَعَهُما تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ
    آن دو در زیر كساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن على بن ابیطالب وارد شد

     

    وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا اَبَا
    و فرمود درود بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد درود اى ابا

     

    الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً
    الحسن و اى امیر مؤ منان فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى كنم

     

    طَیِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ
    گویا بوى برادرم و پسر عمویم رسول خدا هست ؟ گفتم : آرى این او هست كه

     

    وَلَدَیْكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكَ
    با دو فرزندت در زیر كساء میباشند پس على نیز بطرف كساء رفت و گفت درود بر تو

     

    یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیْكَ
    اى رسول خدا آیا اذن مى دهى كه من نیز با شما در زیر كساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو

     

    السَّلامُ یا اَخى یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ
    باد درود اى برادر من و اى وصى و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم

     

    فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْكِساَّءِ ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ
    پس على نیز وارد در زیر كساء شد، در این هنگام من نیز بطرف كساء رفتم و عرض كردم درود

     

    عَلَیْكَ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ
    بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آیا به من هم اذن مى دهى كه با شما در زیر كساء باشم ؟

     

    قالَ وَعَلَیْكِ السَّلامُ یا بِنْتى وَیا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ
    فرمود: و بر تو باد درود اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نیز به زیر

     

    الْكِساَّءِ فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْكِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ
    كساء رفتم ، و چون همگى در زیر كساء جمع شدیم پدرم رسول خدا

     

    بِطَرَفَىِ الْكِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ
    دو طرف كساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره كرد و فرمود: خدایا

     

    هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخاَّصَّتى وَحاَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى
    اینانند خاندان من و خواص ونزدیكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من هست

     

    یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ
    مى آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه مى اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر كه با ایشان بجنگد

     

    وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ
    و در صلحم با هر كه با ایشان درصلح هست ودشمنم باهركس كه با ایشان دشمنى كند و دوستم با هر كس كه ایشان را دوست دارد

     

    مِنّى وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَغُفْرانَكَ
    اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهاى خود و بركتهایت و مهرت و آمرزشت

     

    وَرِضْوانَكَ عَلَىَّ وَعَلَیْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً
    و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور كن از ایشان پلیدى را و پاكیزه شان كن بخوبى

     

    فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِكَتى وَیا سُكّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ
    پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساكنان آسمانهایم براستى كه من نیافریدم

     

    سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیَّئَةً وَلا
    آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

     

    فَلَكاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا فُلْكاً یَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ
    فلك چرخان و نه دریاى روان و نه كشتى در جریان را مگر بخاطر دوستى این

     

    الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ الاَْمینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ
    پنج تن اینان كه در زیر كسایند پس جبرئیل امین عرض كرد: پروردگارا كیانند

     

    تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ
    در زیر كساء؟ خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و كان رسالتند:

     

    هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْ
    آنان فاطمه هست و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض كرد: پروردگارا آیا به من هم اذن مى دهى

     

    اَهْبِطَ اِلَى الاَْرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ
    كه به زمین فرود آیم تا ششمین آن ها باشم خدا فرمود: آرى به تو اذن دادم

     

    فَهَبَطَ الاَْمینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِىُّ
    پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت : درود بر تو اى رسول خدا، (پروردگار) علىّ

     

    الاَْعْلى یُقْرِئُكَ السَّلامَ وَیَخُصُّكَ بِالتَّحِیَّةِ وَالاِْكْرامِ وَیَقُولُ لَكَ
    اعلى سلامت مى رساند و تو را به تحیت و اكرام مخصوص داشته و مى فرماید:

     

    وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَلا
    به عزت و جلالم سوگند كه من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه

     

    قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَكاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا
    ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلك چرخان و نه دریاى روان و نه كشتى در

     

    فُلْكاً یَسْرى اِلاّ لاَِجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْ
    جریان را مگر براى خاطر شما و محبت و دوستى شما و به من نیز اذن داده هست كه با شما

     

    فَهَلْ تَاْذَنُ لى یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیْكَ السَّلامُ یا
    در زیر كساء باشم پس آیا تو هم اى رسول خدا اذنم مى دهى ؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد درود اى

     

    اَمینَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ
    امین وحى خدا آرى به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر

     

    الْكِساَّءِ فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَیْكُمْ یَقُولُ اِنَّما یُریدُ اللَّهُ
    كساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى كرده و مى فرماید: ((حقیقت این هست كه خدا مى خواهد

     

    لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِىُّ لاَِبى
    پلیدى (و ناپاكى ) را از شما خاندان ببرد و پاكیزه كند شما را پاكیزگى كامل )) على علیه السلام به پدرم گفت :

     

    یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ
    اى رسول خدا به من بگو این جلوس (و نشستن ) ما در زیر كساء چه فضیلتى (و چه شرافتى ) نزد

     

    اللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً
    خدا دارد؟ پیغمبر(ص ) فرمود: سوگند بدان خدائى كه مرا به حق به پیامبرى برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )

     

    ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ
    برگزید كه ذكر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمین كه در آن گروهى از

     

    شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِكَةُ
    شیعیان و دوستان ما باشند جز آنكه نازل شود بر ایشان رحمت (حق ) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان

     

    وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا
    و براى آن ها آمرزش خواهند تا آنگاه كه از دور هم پراكنده شوند، على (كه این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما

     

    وَرَبِّ الْكَعْبَةِ فَقالَ النَّبِىُّ ثانِیاً یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً
    رستگار شدیم و سوگند به پروردگار كعبه كه شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: اى على سوگند بدانكه مرا بحق به نبوت

     

    وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ
    برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذكر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافل

     

    اَهْلِ الاَْرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ
    مردم زمین كه در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آن ها اندوهناكى باشد جز

     

    وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَكَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ
    آنكه خدا اندوهش را برطرف كند و نه غمناكى جز آنكه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهى باشد جز آنكه

     

    وَقَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَكَذلِكَ
    خدا حاجتش را برآورد، على گفت : بدین ترتیب به خدا سوگند ما كامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین

     

    شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْكَعْبَة
    سوگند به پروردگار كعبه كه شیعیان ما نیز رستگار شدند

    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 09:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی چهارشنبه 5 مهر 1396 09:17 ب.ظ نظرات ()

    افراد خسیس و لزوم دادن مخارج به خانواده

    مجموعه : مذهبی
    افراد خسیس و لزوم دادن مخارج به خانواده

    افراد خسیس و لزوم دادن مخارج به خانواده 

    افراد خسیس در طمع مال اندوزی شاید از خانواده خود نیز بگذرند و از دادن مخارج کافی به آنها خودداری کنند، دستور دین اسلام نیز درمورد این افراد امر به دادن مخارج هست.وسعت دادن در مخارج عائله طبق فرمایش صریح امام رضا (ع) جزو واجبات دین اسلام هست.

     

    پرهیز از اسراف و ریخت و پاش های مالی، جزو اصلی ترین پیشنهاد هایی هست که در کلام معصومین وارد شده، اما از طرفی دیگر خساست و ناخن خشکی، مخصوصا در حق اهل و عیال، بسیار در کلام آن حضرات مذموم شمرده شده.

     

    امام رضا علیه السلام فرموده اند :
    بر شخص مالدار متمکن واجب هست که بر عائله اش در مخارج وسعت بدهد. (تا آرزوی مرگش را ننمایند)در حدیثی دیگر وارد شده یکی از جاهایی که دعا مستجاب میشود ، آن جایی هست که مرد وضع مالی خوبی داشته باشد ولی در مخارج اهل و عیال خود سخت گیری کند.

     

    در این جا اگر اهل و عیال او دست به دعا بلند کنند و مرگ پدر یا همسر خود را از خدا بخواهند دعای آنها زود مستجاب میشود تا مال آنها به دست خود عیال و بچه ها آید و از آن بهره گیری کنند.«به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام، شرح نراقی»

     

     منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی چهارشنبه 5 مهر 1396 09:16 ب.ظ نظرات ()

    ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان

    مجموعه : مذهبی
    ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان

    ذکر یونسیّه برای رفع غم و اندوه مومنان 

    وقتی برای مومنان غم و اندوهی در زندگی پیش آمد میتوان سراغ خواندن دعا برای برطرف شدن غم وارده نمود. مثل دعای یونسیه.قرآن می فرماید که اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، گذشته از این که از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف می ‌کنیم و آن ها هم که اهل راه میباشند این ذکر یونسی را مجرَّب می‌ دانند.

     

    خیلی از اوقات شده هست که با عزیزی مواجهه میشویم که غصه دار هست، مشکل دارد، گره به کارش افتاده هست و ما از این اتفاق برایش خیلی ناراحت می‌شویم و در صدد حل مشکلش بر می‌آییم … خیلی هم تلاش می کنیم اما گویی حل مشکل به دستان ما نیست و نیروی قوی تری را برای این امر میخواهد، چرا که گره و غم و اندوه شدید تر از آن هست

     

    که امثال من بتوانند آن را باز کنند. در ای شرایط پیشنهاد های معنوی برای این عزیزان میتواند سنگ صبور مفید و قرص آرام بخش قوی باشددر ادامه به بیان یک راهکار و ذکری که می‌تواند دوای تعداد زیادی از دردها،غم ها و گرفتاری ها باشد میپردازیم

     

    آیه 152 سوره بقره در بیان ذکر می فرماید: (فَاذْکُرُونِى أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِى وَلاَ تَکْفُرُونِ﴾. در حقیقت این آیه ارزشمند قرآن کریم در مقام بیان شاهدی از قرآن کریم هست که اگر کسی به یاد خدا بود، خدا هم به یاد او هست.

     

    چگونه خداوند به یاد کسی می باشد؟
    یاد خدا در دل بالاترین مصداق ذکر هست: نام خدا بر لب و یاد خدا در دل از مصادیق ذکرند، منتها شهود قلبی از کامل‌ترین مصادیق ذکر به شمار می رود؛ همان دیدن حضور خداوند یاد خداوند هست. پاداش آن یاد خدا این هست که سوء و فحشا از او زدوده شد. یاد خدا باعث می شود که خدا به یاد انسان خواهد بود.

     

    خدا اگر به یاد انسان شد، معصیت به سراغ انسان نخواهد آمد، لذا خدای سبحان فرمود: ما سوء و فحشا و گناه را از او باز داشتیم و نگذاشتیم به سراغ او برود، معصیت که دشمن انسان هست به سراغ کسی که متذکر خدا و حق باشد نمی ‌رود.

     

    یاد خدا انسان را از خطرات نجات می دهد

    نجات از خطرات و بلایا از آثار یاد خدا می باشد. در سوره مبارکه صافات اثر دیگری که برای یاد خدا ذکر می کند این هست که انسان را از خطر می‌ رهاند، آیه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (این ذالنون (علیه السلام)) اگر یونس (علیه السلام) جزء مسبحین نبود، در بطن ماهی الی یوم القیامه می ‌ماند. این خطر را خدا از او دور داشت.

     

    چون او اهل تسبیح بود از این خطر نجات پیدا کرد، وقتی هم که خدای سبحان ذکر یونس (علیه السلام) را نقل می کند، می‌بیینم در حدّ یک تسبیح هست، دیگر درخواستی در ذکر او نیست، عرض نکرد «خدایا مرا نجات بده!»، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، این ذکر وی را از خطر نجات داد.

     

    هر خطر و غم و اندوهی با این ذکر برطرف می شود
    ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، برای این که تثبیت کند این مسئله کلی هست و اختصاصی به أنبیا ندارد، منتها مرحله بالایش برای أنبیا هست وگرنه مراحل وسطی و نازله‌اش نصیب دیگران هم میشود،

     

    در ذیل آیه اصل کلی را ارائه داد و فرمود: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، گذشته از این که از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف میکنیم. آن ها هم که اهل راه میباشند این ذکر یونسی را مجرَّب می دانند، می گویند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، حالا یا 400 بار هست در روز یا کمتر،

     

    اکثر، یا در حال سجده هست یا غیر سجده اگر در حال سجده باشد اثرش اکثر هست، هرچه اکثر بهتر ولی این اصل را قرآن کریم به ما ارائه داد و فرمود: این مخصوص یونس نیست، مخصوص دریا هم نیست، مخصوص کام ماهی هم نیست، هر خطری باشد، ما وی را از غم نجات می دهیم: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر مؤمنی با ذکر یونسی با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پیدا میکند.

     

    چنانچه در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند: تعجب میکنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمیبرند. از جمله این‌ها فرمودند : تعجب می‌کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده هست اما به این سخن پناه نمی‌برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: “و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین ” یعنی ما

     

    وی را ” حضرت یونس را به سبب این سخن ” از غم و اندوه نجات دادیم و آن گونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.(الخصال، مرحوم صدوق، ص 218)

     

    در حقیقت در این ذکر هم انسان اقرار می ‌کند که الهی جز او نیست که بتواند چاره‌ ساز باشد – هم اذعان دارد که حق تعالی منزه (سبحان) هست و از او بد و شر صادر نمیگردد، پس گرفتاری ‌ها از کرده‌ی خود ما هست – هم امیدوار میشود که به رغم نادانی‌ها، جهالت‌ها و گناهان، اگر رو به خدا کرد و از او خواست، او کریمانه استجابت کرده و نجاتش می دهد. همین فهم و باور، خودش باز شدن چشم برزخی هست.

     منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 09:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4