تبلیغات
جهان فان - مطالب شعر و ادبیات
منوی اصلی
جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:50 ق.ظ نظرات ()

    وصف الحال مردها پس از فوت همسرشان!

    مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
    بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

    خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
    دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

    چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
    خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

    روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
    دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

    در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
    بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

    بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
    بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

    دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
    جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

    کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
    از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:48 ق.ظ نظرات ()

    شعر طنز مادر از ایرج میرزا

    گویند مرا چو زاد مادر به دهان گرفتن آموخت
     
    شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت
     
    دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
     
    یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت
     
    لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت
     
    پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست
     
     
     
    ایرج میرزای قرن ۲۱
     
    گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
     
    شب ها بر ِ تـلـویـزیـون تا صبــح بنشست و فـیـلـم دیدن آموخت
     
    برچهـــره، سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
     
    بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش تا رســم کمان کشـیدن آموخت
     
    هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
     
    دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار همـــــواره طلا خریدن آموخت
     
    با دایــــــی و عمّه های جعــــلی پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
     
    با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
     
    آســــــوده نشست و با اس ام اس جک های جدید، چتیدن آموخت
     
    چون سوخت غذای ما شب و روز از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
     
    پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
     
    بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار بیماری و قد خمیـــــدن آموخت
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:48 ق.ظ نظرات ()

    بنده خدا فقط سلام کرد (شعر طنز)

    دختری از کوچه باغی میگذشت
    یک پسر در راه ناگه سبز گشت

    در پی اش افتاد و گفتا او سلام
    بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

    دختر اما ناگهان و بی درنگ
    سوی او برگشت مانند پلنگ

    گفت با او بچه پروی خفن
    می دهی زحمت به بانویی چو من؟

    من که نامم هست آزیتای صدر
    من که زیبایم مثال ماه بدر

    من که در نبش خیابان بهار
    میکنم در شرکت رایانه کار

    دختری چون من که خیلی خانمه
    بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه

    دختری که خانه اش در شهرک است
    کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

    در چه مورد با تو گردد هم کلام
    با تو من حرفی ندارم والسلام!!!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی جمعه 3 شهریور 1396 12:47 ق.ظ نظرات ()

    خونه مون عیدا پر مهمونه ( شعر طنز نوروز)

    شعر طنز و خنده دار درباره مهمانی عید نوروز

    .

    عجب رسمیه رسم زمونه
    خونه مون عیدا پر مهمونه

    می رن مهمونا از اونا فقط
    آشغالِ میوه به جا می مونه !

    کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
    کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

    جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
    گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

    عطرش پیچیده تا آشپزخونه
    شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه

    می رن مهمونا از اونا فقط
    جعبه ی خالی به جا می مونه !

    بس خونه رو به هم می ریزن
    آدم مثل خر تو گِل می مونه

    یکی نیست بگه خداوکیلی
    جای پوست پسته توی قندونه ؟!

    قند نصفه ی عموجون هنوز
    خیس و لهیده ته فنجونه

    حالا خداییش قندش مهم نیست
    کنار اون قند نصف دندونه !

    می رن مهمونا از اونا فقط
    نصفه ی دندون به جا می مونه !

    پسته ی خندون ، بادوم شیرین
    فندق در باز ، مال مهمونه

    « پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
    که از این آجیل، به غیر از تخمه،

    واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 ... 2 3 4 5 6