جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
درباره سایت


جهان فان|مطالب جالب|مطالب خواندنی|عکس|عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی
مطالب جالب خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی

مدیر سایت: محمد محمدی
نویسندگان

لوح زندگی را چگونه بخوانیم

مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود

کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:

((تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.))

اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند

و آنرا نقطه گذاری کند . پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد ؟


برادر زاده او تصمیم گرفت ، آن را اینگونه تغییر دهد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم ؟ نه !

برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران . »

خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه‌گذاری کرد :

«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم.

نه برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران . »

خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد

و آن را به روش خودش نقطه‌گذاری کرد:

«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

برای برادرزاده‌ام؟ هرگز . به خیاط . هیچ برای فقیران.»

پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:

«تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

برای برادر زاده‌ام ؟ هرگز . به خیاط ؟ هیچ . برای فقیران . »

نکته اخلاقی:

به واقع زندگی نیز این چنین است‌:

او نسخه‌ای از هستی و زندگی به ما می‌دهد

که درآن هیچ نقطه و ویرگولی نیست

و ما باید به روش خودمان آن را نقطه‌گذاری کنیم.

از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396

مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.
صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی دارد.»

مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی هر کاری را که سایر طوطی ها انجام می دهند، انجام داده و علاوه بر این توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را نیز دارد.»
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسیده و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.»
مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر ارشد صدا می زنند.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد.

زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم.
همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396


داستان طنز

مردی به خانه اش  تماس گرفت و به همسرش  گفت : عزیزم از من خواسته شده که با رئیس و چندنفر از همکاران برای ماهیگیری به کانادا برویم. ما برای یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن. اس ام اس جدید و جوک خنده دار در جوک فور یو

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ؛ راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار.
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما به خاطر اینکه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد. هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود. همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟ مرد گفت : بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا ، چندتایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟
جواب زن خیلی جالب بود !!!
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

داستان های طنز جدید در جوک فور یو

یه نفر  میره به یه بیمارستان روانی برای بازدید ؛ اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و زیر لب میگه : لیلا … لیلا … لیلا …
مرد میپرسه : این آدم چشه ؟
میگن : یه دختری رو میخواسته به اسم لیلا که بهش ندادن ، اینم به این روز افتاده !
مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن و مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه با خشم فریاد میزنه : لیلا … لیلا … لیلا …
بازدید کننده با تعجب میپرسه : این یکی دیگه چشه ؟
میگن : اون دختری رو که به اون یکی نداده بودن ، دادن به این !!!

.
منبع:smskhor





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396


طنز خنده دار

غضنفر:برو یه نوشیدنی واسم بگیر
پسرش:کولا یا پپسی
غضنفر:کولا
… پسرش:دایت یا عادی
غضنفر:دایت

…..


… پسرش:قوطی یا شیشه
غضنفر:قوطی
پسرش:کوچک یا بزرگ
غضنفر:اصلا نمیخوام واسم آب بیار
پسرش:معدنی یا لوله کشی
غضنفر: اب معدنی

سرویس جدید پیامک خنده دار
پسرش:سرد یا گرم
غضنفر:میزنمتا
پسرش:با چوب یا دمپایی
غضنفر:حیوووون
پسرش:خر یا سگ
غضنفر:گمشو از جلوی چشمام

اس ام اس خنده دار در جوک فوریو
پسرش: پیاده یا با دو
غضنفر:با هر چی برو فقط نبینمت
پسرش:باهام میای یا تنها برم
غضنفر:میام میکشمتااا
پسرش: با چاقو یا ساطور
غضنفر:ساطور
پسرش:قربانیم میکنی یا تیکه تیکه
غضنفر:خدا لعنتت کنه قلبم وایساد
پسرش: ببرمت دکتر یا دکتر رو بیارم اینجا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
غضنفر مُرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396

عاشقانه زندگی کنید+طنز

یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
توی این همایش از خانومها سوال شد

چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن

سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد

بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
همه اینکار رو کردند

ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون اومد بود رو بلند بخونن
خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:

– شما؟
– اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟
– عزیزم منم با منی ؟
– حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟
– من منظورت رو متوجه نمی شم؟
– باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت
– ؟؟!!
– خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟
– من دارم خواب می بینم ؟
– اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم
– ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی
– لطفاً با من تماس بگیر !
– من سر کارم بعد اس ام اس میدم بهت

*****

جدیدترین داستان طنز را در سایت جک فور یو بخوانید

*****





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396

نذر ملا

ملا الاغش را گم کرده بود نذر کرد اگر آنرا بیابد ده دینار صرف امامزاده محل کند اتفاقا پس از چند دقیقه الاغ پیدا شد. ملا به امامزاده رفته گفت چون معلوم شد نذرت خیلی گیراست نذر می کنم اگر صد دینار پول مفت امروز به من برسانی ده دینار نذر اولی را با ده دینار دیگر از عین آن پول آورده برایت خرج می کنم.

 

ملانصرالدین

 

دم الاغ

ملا الاغ خود را برای فروش به بازار برد. در بین راه الاغ به منجلابی فرو رفته دم او کثیف شد ملا با خود فکر کرد که الاغ را با این دم کثیف شاید نخرند لذا دم او را بریده به خورجین گذاشت. شخصی مشتری الاغ شد ولی همین که دید دم ندارد گفت الاغ بی دم فایده ندارد و ملا به عجله گفت شما معامله را قطع نکنید از بابت دم خاطرتان جمع باشد که در خورجین است.

آتش در زمستان

ملا در پیری به فکر گرفتن زن تازه افتاده بود یکی از دوستان ملامتش کرد که حالا وقتی است که به فکر آخرت باشی زن تازه گرفتن چه مناسبت دارد؟. ملا گفت بیچاره در زمستان احتیاج به آتش بیشتر از سایر فصول است.

غیب گو

 

داستان ملانصرالدین

 

روزی ملا روی شاخه درختی ایستاده و به بریدن آن شاخه مشغول بود. شخصی فریاد زد : احمق چه می کنی الآن شاخه می شکند و برزمین می افتی اتفاقا در این موقع شاخه شکست و ملا با شدت به زمین خورد ولی بدون اینکه اعتنایی به کوفتگی بدن و سرش بکند برخاسته یقه آن مرد را گرفته گفت: معلوم می شود که تو از عالم غیب خبر داری پس باید بگوبی من کی خواهم مرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 18 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید پوشاک | خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو| خرید ساعت مچی | ساعت مچی |خرید پاوربانک| خرید شارژر موبایل | خرید بک لینک دائمی | بکلینک دائمی | تی شرت مردانه و زنانه | ست سوئیشرت و شلوار | خرید شارژر موبایل | خرید پاوربانک موبایل