جهان فان
مطالب جالب و خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی|نقاشی سه بعدی
درباره سایت


جهان فان|مطالب جالب|مطالب خواندنی|عکس|عکس دیدنی|طنز|آموزش آشپزی|مذهبی
مطالب جالب خواندنی,تصاویر دیدنی,عکس دیدنی

مدیر سایت: محمد محمدی
نویسندگان
جمعه 3 شهریور 1396
رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان .
مسئول اونجا میگه : اومدی برای عیادت ؟
میگم : پ ن پ اومدم چندتا از این پیرمرد هارو ببرم بزرگ کنم ….!

................................


جلسه اخر کلاس بود داشتیم از استاد درمورد امتحان حرف میزدیم
دوستم گفت استاد جای خالیم میدین؟
گفت پ ن پ وای میسم بهم تیر اندازی کنین!!!

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 شهریور 1396

 

طرف با پرشیا داره تو اتوبان لایی میکشه ی نفر با ۲۰۶بهش میگه داری لایی میکشی میگه پ ن پ دارم برات بندری میرقصم طرف هم میگه د ن د بزن کنار من کنترل نامحسوسم
(مبارزه با پ ن پ واحد اتوبان)


.................................

سر کلاس معارف بودیم

وسط امتحان کتاب باز کردم

بغلیم گفت تقلب می کنی؟

گفتم پ نــه پ دارم درس می خونم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 شهریور 1396

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش

دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم


...................................................




رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم

یارو میپرسه نذریه؟

میگم پ ن پ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شعری طنز در وصف زن گرفتن

شعری طنز در وصف زن گرفتن

.

.

.

.

.

خدایا زن گرفتن سخت گشته

مجرد این زمان بد بخت گشته

امان از دختران پر افاده

کلام “نه”بر لبها نهاده

اناث عاشق ماشین وخانه

وماهر در بروز هر بهانه

همه در انتظار تکسوارند

به رویا عاشق زیبا نگارند

الا دختر بیا واقع نگر شو

بیا با خواسگاران همسفر شو

اگر آمد جوانی خوب ومسکین

بله گویان زبهرش باش تسکین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ز دست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد!

ز دست “لاین” و “وایبر” هر دو فریاد!
که ما را بد رقم کردند معتاد!
امان از “واتساپ” و “بی تالک” و “تانگو”
“اینستاگرام” که دیگر کرده بیداد..
چنان درگیر دنیای مجازیم
که دنیای حقیقی رفت از یاد
چه شد آن گوشیای ساده ی قبل؟
“اریکسون” ، “موتورلا” روحتان شاد!
ز “نوکیا” و آن “یازده دو صفرش”
گرفته تا به “شصت و شیش، هشتاد”!
چو آمد “اندرویید” و “سیم بی ان” رفت
برفت از دست دیگر، وقته آزاد..
چنان درگیر “استاتوس” و “پستیم”
که در “پیس” و “کپی” گشتیم استاد!
مدیر خانه و شغلم کمم بود!
مدیر این گروهم گشت مازاد!!!!
از آن روزی که گوشی گشت تعویض!
شدم بنده پنیر و همسرم کارد!!
اگر چه صد فرند ” اد کرده” مارا
“بلاک” زندگی گشتیم: ای داد ..
خودم دانم نصیحت کار من نیست
“که خرما خورده را منع است ایراد”
تلف کردم همه وقتم به این شعر
“گروپی” تازه آن سو گشت ایجاد
هزاران “پی ام” ناخوانده را من
کنون باید بخوانم: اوه.. مای گاد…!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شعر طنز لیلی نوین

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود
ز چاقی حسابی بداندام بود
دو ماهی کِرم زد به رخسار خویش
به لیزر ز رخ برد آثارِ  ریش(!)
کمربند بر اِشکَمَش بست سفت
سه‌ماهی رژیم غذایی گرفت
چنانش رژیم و کِرِم داد  حال!
که شد لاغر و ماه، عین هلال
سپس شاد‌دل سوی مجنون شتافت
ولیکن از او التفاتی نیافت
بگفت:«این منم «های»! لیلای تو!
به او گفت:«خانم، مزاحم نشو!
مگر خود نداری برادر-پدر؟
برو پردۀ  شرم مردم مدر!
نگاری که از بنده دل برده بود
تپل بود، ضمناً سیه‌چرده بود!
برو ردّ کار خود ای پیرزن!
تو عنتر کجا و دل‌آرای من؟»
رخ پر کِرِم شد به آنی بنفش
درآورد از پای خود لنگه کفش
زدش ضربۀ سخت و  جانانه‌ای
که:«بی‌جنبه، الحق که دیوانه‌ای!

حالا هی رژیم بگیرین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شعر طنزی از روایت رزم رستم و سهراب

رستم و سهراب بهم اویختند/ با چَک و لقد خون هم را بر زمین ریختند
رستم همش فوش میداد/ سهراب جوابش با مشت میداد
سهراب رگ غیرتش باد کرد/ با یه ضربه رستم را خاک کرد
رستم هم بدو فوش داد / تمام مرده زنده اش را جلو چشمش نهاد
رستم با تلاش ز سهراب ازاد شد/ ضربه ای بر سر سهرا زدو او را گیج نهاد
در ان وضع بود تهمینه پیدا شد/ انان را بدید و غضب ناک شد
رستم ز ترس زنش خودش را خیس کرد/ سریع محیط را ترک کرد
اما تهمینه از این حرفا زرنگ تر بود/ چند شبی رستم را از خانه بیرونش نمود
رستم که خیلی خسته بود/ چند شبی را در پارک و کوچه اواره بود
همی در بازار تهمینه را بدید/ جلویش را گرفت و بر اعصابش رید
رستم که بسیار زن ذلیل/ خودش را دید و بکرد فکری پلید
شبی زیبا در خانه تهمینه امد/ با حرف های خوب تهمینه را خام کرد
به خانه خود برفت و تهمینه اورا به شدت بزد/ تمام خشتک شلوارش تا تا ته پاره کرد
رستم بسیار چوب خورد / تمام اعصابش داغان شد
تصمیم گرفت که دیکر خوب شود/ اماده اجرای دستورات همسر شود





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر خنده دار تولد، شعر طنز، شعر طنز اجتماعی، شعر طنز اجتماعی، شعر طنز اجتماعی جدید، شعر طنز اجتماعی کوتاه، شعر طنز اجتماعی هالو،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    ...   2   3   4   5   6   7   


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید پوشاک | خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو| خرید ساعت مچی | ساعت مچی |خرید پاوربانک| خرید شارژر موبایل | خرید بک لینک دائمی | بکلینک دائمی | تی شرت مردانه و زنانه | ست سوئیشرت و شلوار | خرید شارژر موبایل | خرید پاوربانک موبایل