محمد محمدی جمعه 10 شهریور 1396 05:57 ق.ظ نظرات ()

یه بار تو خونه با خونواده بحثم شد حسابییی!!!
من هم داد و هوار رو را ه انداختم.و برای اینکه بترسونمشون الکی گفتم من اصلا خودمو می کشم!
باورتون نمی شه مامانم رفت چاقو آشپزخونه رو اورد داد دستم بابام برام طناب آورد خواهرم مرگ موش . داداش گودزیلام هم گفت ببخشید داداش من چیزی ندارم تقدیم کنم بیا این پشت بوم راهش ازین وره
یعنی من هاج و واج که با این دریای محبت چه کنم
ولی دیگه آدم شدم.